زنگ بیدارباش/خلاصه آیات22-23(96/03/30)


این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

مَا أَصَابَ مِنْ مُصِیبَةٍ فِی الأرْضِ وَلا فِی أَنْفُسِکُمْ إِلا فِی کِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسِیرٌ

هر رنج و مصيبتي که در زمين (از قحطي و آفت و فقر و ستم) يا در نفس خويش (چون ترس و غم و درد و الم) به شما رسد همه در کتاب (لوح محفوظ ما) ثبت است و البته اين کار بر خدا آسان است. ( ﴿٢٢﴾

لِکَیْلا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَکُمْ وَلا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ وَاللَّهُ لا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ

تا بر آنچه از دست‏شما رفته اندوهگين نشويد و به [سبب] آنچه به شما داده است‏شادمانى نكنيد و خدا هيچ خودپسند فخرفروشى را دوست ندارد ﴿٢٣﴾

آرى! مصائبى كه در زمين رخ مى‏دهد همچون زلزله‏ ها و سيل ها و طوفان ها و همچنين مصائبى كه در نفوس انسانها واقع مى‏شود مانند مرگ و ميرها، و انواع حوادث دردناكى كه دامان انسان را مى‏گيرد همه آنها از قبل مقدر شده است، و در لوح محفوظ ثبت است.

ولى بايد توجه داشت كه مصائبى كه در اين آيه به آن اشاره شده، تنها مصائبى است كه به هيچ وجه قابل اجتناب نيست و مولود اعمال انسانها نمى‏باشد و گر نه مصيبتها، و ناكاميهايى كه تنها معلول گناهان و سهل‏انگارى خود انسان است، راه مقابله با آنها موضع گيرى صحيح در برنامه‏هاى زندگى است.

و منظور از «لوح محفوظ» علم بى‏پايان خداوند است، و يا صفحه جهان خلقت و نظام علت و معلول كه آن نيز مصداق علم فعلى خداوند است‏

فلسفه تقدير مصائب در لوح محفوظ ؟

آيه مورد بحث پرده از روى اين راز مهم برداشته، مى‏گويد: «اين به خاطر آن است كه براى آنچه از دست داده‏ايد تأسف نخوريد، و به آنچه به شما داده است دلبسته و شادمان نباشيد» (لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى‏ ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ).

اين دو جمله كوتاه در حقيقت يكى از مسائل پيچيده فلسفه آفرينش را حل مى‏كند، چرا كه انسان هميشه در جهان هستى با مشكلات و گرفتاريها و حوادث ناگوار رو بروست، و غالبا از خود سؤال مى‏كند: با اين كه خداوند مهربان و كريم و رحيم است اين حوادث دردناك براى چيست؟

قرآن مى‏گويد: «هدف اين بوده كه شما دلبسته و اسير زرق و برق اين جهان نباشيد».

اين مصائب زنگ بيدارباشى است براى غافلان و شلاقى است، براى ارواح خفته، و رمزى است از ناپايدارى جهان، و اشاره‏اى است به كوتاه بودن عمر اين زندگى.

آرى اين مصائب شكننده تفاخر و غرور است، لذا در پايان آيه مى‏افزايد «و خداوند هيچ متكبر فخر فروشى را دوست ندارد» (وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ).

تنها كسى گرفتار اين حالات مى‏شود كه مست ناز و نعمت گردد، ولى وجود آفات و مصائب براى آنها كه قابل بيدارى و هدايتند اين مستى و آثار آن را از بين مى‏برد.

افراد با ايمان با توجه به آيه فوق هنگامى كه به نعمتى از سوى خدا مى‏رسند خود را امانتدار او مى‏دانند، نه از رفتن آن غمگين مى‏شوند و نه از داشتن آن مست و مغرور.

كلمه" مصيبت" به معناى واقعه و حادثه‏اى است كه به انسان يا هر چيز اصابت كند، و اسم فاعل از مصدر اصابت است، و از اصابه تير به هدف منشا گرفته، و هر چند اصابه حادثه از نظر مفهوم اعم است، هم شامل اصابه حوادث خير مى‏شود و هم اصابه حوادث شر، و ليكن استعمال آن در شر غلبه دارد، در نتيجه هر وقت كلمه" مصيبت" اطلاق شود بلاء و گرفتارى به ذهن تبادر مى‏كند، و در آيه مورد بحث هم به همين معنا است، و مراد از" مصيبتى كه در زمين و از ناحيه آن به انسانها مى‏رسد" قحطى و آفت ميوه‏ها و زلزله‏هاى ويرانگر و امثال آن است، و مراد از" مصيبتى كه به جان آدمى روى مى‏آورد" بيمارى و جراحت و شكستن استخوان و مردن و كشته شدن و امثال آن است، و مراد از" برء" كه مصدر فعل" نبرأها" است خلقت از عدم است، و ضمير در فعل مذكور به مصيبت بر مى‏گردد.

 مختال" به كسى مى‏گويند كه دچار خيلاء و تكبر شده باشد، و تكبر را از اين جهت خيلاء مى‏گويند كه متكبر چيزى را كه در خود سراغ دارد فضيلتى براى خود خيال مى‏كند- راغب چنين گفته. «2» و" فخور" به معناى كسى است كه زياد افتخار و مباهات مى‏كند، و اختيال (كه مصدر است براى كلمه مختال)، و نيز افتخار ناشى از اين مى‏شود كه انسان توهم كند كه آنچه نعمت دارد به خاطر استحقاق خودش است، و اين بر خلاف حق است، چون او فعلى را كه بايد مستند به تقدير خدا كند به استقلال نفس خود كرده، و اين اختيال و افتخار هر دو از رذائل نفسند، كه خدا آن را دوست نمى‏دارد.



1 نظر

  • حمیدرضارحمانی

    حمیدرضارحمانی | #

    جمعه, 02 تیر 1396 ساعت 20:08

    این آیه بهترین مسکن برای ماانسان هاست که وقتی مشکلی برایمان پیش آمدبی تابی نکنیم وناشکری نکنیم وبدانیم همه چیزاین دنیاپایدارنیست.


نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

© کلیه حقوق این وب‌سایت محفوظ و متعلق به اصغر توکلی می‌‌باشد.
استفاده از مطالب بلامانع است.