پرسش‌ و پاسخ

نور مادی وفرا مادی/خلاصه تفسیر آیه12 (95/03/16)

يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ يَسْعَى‏ نُورُهُم بَينْ‏ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمَانِهِم بُشْرَئكُمُ الْيَوْمَ جَنَّاتٌ تجَرِى مِن تحَتهِا الْأَنهْارُ خَالِدِينَ فِيهَا  ذَالِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيم‏ ﴿١٢﴾

دراین آیه شریفه خداوند پرده یی به کنار می زند وجلوه یی را به تماشا میگذارد.

منظور از «نور» تجسّم نور ايمان است، چرا كه در آن روز عقائد و اعمال انسانها تجسم مى‏يابد، ايمان كه همان نور هدايت است به صورت روشنائى و نور ظاهرى مجسم مى‏گردد، و كفر كه تاريكى مطلق است، به صورت ظلمت ظاهرى مجسم مى‏گردد.

توضیح :

نور تحت دوعنوان مادی (نوری که برگرفته ازخورشید ؛ فضا را روشن می کند) وفرا مادی (نوری که ابهام را می زداید و جهل و ضلالت را از بین می برد) متصوراست که این نور گاهی برخدا اطلاق میشود اللَّهُ نُورُ السَّمَوَتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکَوهٍ وگاهی برکلام خدا وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکُمْ نُوراً مبینا وگاهی برکسانیکه پیام حق را می گیرند وَ سِراجاً مُنيرا .بنابراین نور بمعنای هدایت معرفی شده که مایه حیات است وبه اندازه اعمال نور داده میشود. پرواضح است که مجموعه تعالیم اسلام نوراست.

 هر كس قرضى نيكو به خدا بدهد اجرى كريم دارد، در روزى كه- تو اى پيامبر و يا تو اى شنونده و بيننده عاقل- مى‏بينى دارندگان ايمان به خدا از مرد و زن نورشان پيشاپيش جلوتر از آنان و بدان سوى كه سعادت آنان آنجاست مى‏دود.

عبد اللَّه بن مسعود گويد: به مؤمنين باندازه اعمالشان نور داده ميشود، پس بعضى از آنها نورش مانند كوهيست و كمترين آنها از جهت نور و روشنايى نوريست بر انگشت ابهام او كه گاهى خاموش و گاهى روشن شود.

ابن بابويه از جابر انصارى روايت كرده گفت حضور پيغمبر اكرم نشسته بودم امير المؤمنين عليه السّلام وارد شد پيغمبر باو فرمود يا على بشارت بدهم تو را همين ساعت جبرئيل نازل شد و خبر داد كه پروردگار صاحب عزّت فرموده به شيعيان و دوستداران تو هفت خصلت عطا كردم رفق و مدارا هنگام مرگ انس در وقت وحشت نور هنگام ظلمت و ايمنى در وقت فزع و ترس قسط و عدالت در ميزان حساب و اعمال عبور كردن از صراط هفتم وارد شدن در بهشت پيش از داخل شدن ساير مردم در حالى كه نور ايشان پيش روى آنها مى‏شتابد.

عنصر زمان/خلاصه تفسیرآیات9-10(96/03/15)

لا یَسْتَوِی مِنْکُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَقَاتَلَ أُولَئِکَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِنَ الَّذِینَ أَنْفَقُوا مِنْ بَعْدُ وَقَاتَلُوا وَکُلا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ ﴿١٠﴾

شرایط زمان ومکان دراعمال ما متفاوت است عنصر زمان کاراست لیله القدرخیرمن الف شهرازاین مقوله است

 (لا يَسْتَوِي مِنْكُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَ قاتَلَ).

قدردانى براى عموم كسانى است كه در اين مسير گام برداشتند.ولکن آنها كه در مواقع بحرانى از بذل مال و جان ابا نداشتند از آنها كه بعد از فرو نشستن طوفانها به يارى اسلام شتافتند برترند.

مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَیُضَاعِفَهُ لَهُ وَلَهُ أَجْرٌ کَرِیمٌ ﴿11﴾

آيه در رابطه با حتميت پاداش اخروي است، خداوند از لطف خويش، انفاق در راه خدا را قرض حساب مى‏كند، كه شخص منفق به خدا قرض مى‏دهد.از آنجا که اداي قرض حتمى و واجب است ؛«يضاعفه» حكايت از چند برابری دارد مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها ﴿انعام/ 160﴾

توضیح :

این آیه شریفه ربطی به وام مصطلح که بین مردم رایج است ندارد .قرض بمعنای بریدن است وبه تعبیر دیگر قرض از خانواده انفاق است کسی که با انتخاب ؛ عشق وعلاقه بخشی از سرمایه وتلاش اقتصادی خودش را جدا کرده وبخدا میدهد شامل فَیُضَاعِفَهُ لَهُ وَلَهُ أَجْرٌ کَرِیمٌ خواهد بود چرا که بخلاف وام مصطلح «وام»درمَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللَّهَ برگشت ندارد.

(وَ لَهُ أَجْرٌ كَرِيمٌ) يعنى خالصى كه مشوب و آلوده بصفت نقص نميشود، پس كريم از شأن او آنست كه خير فراوان عطا ميكند و چون اين اجر نفع و سود بزرگى ميدهد توصيف بكريم شده و اجر كريم بهشت است.

محمّد بن عباس از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است و آنحضرت فرمود بر در بهشت نوشته شده: بهر درهمى از قرض هيجده برابر اجر و پاداش داده ميشود ولى اعطاء صدقه ده برابر اجر دارد زيرا قرض فقط به نيازمند داده ميشود لكن صدقه بيشتر اوقات بدست غير مستحق ميرسد.

آيه در رابطه با حتميت پاداش اخروي است، خداوند از لطف خويش، انفاق در راه خدا را قرض حساب مى‏كند، كه شخص منفق به خدا قرض مى‏دهد.

قرض الحسنه داراى ده صفت است: «1»

1- اينكه از حلال باشد، زيرا كه پيامبر (ص) فرمود براستى كه خداى تعالى پاك و منزّه است نميپذيرد مگر پاك را.

2- و اينكه از بهترين چيزى باشد كه مالك آنست نه اينكه چيزى پستى را انفاق كند براى اينكه خدا فرموده قصد نكنيد كه چيز خبيث و بدى را انفاق كنيد.

3- اينكه تصدّق كند در حالى كه او آن را دوست دارد و اميدوار بزندگيست براى گفته رسول خدا (ص) در جواب كسى كه از افضل صدقه پرسيد فرمود: افضل                       صدقه آنست كه آن را بدهى در حالى كه تو تندرست و سالم و بخيل هستى و اميد زندگى و ترس از فقر دارى.

4- و اينكه آن را واپس نگذارى تا وقتى كه جان بگلويت برسد و بگويى براى فلانى چقدر و براى فلانى چه اندازه.

5- و اينكه آن را در دوست‏ترين افراد و نيازمندترين و شايسته‏ترين آنها قرار دهى كه آن را بگيرند، و براى همين خداوند اختصاص داد اقوامى را بگرفتن صدقات و آنها اهل دو سهم ميباشند، مساكين و ابن سبيل.

6- اينكه تا ميتواند و امكان دارد آن را مكتوم و مخفى بدارد براى قول خدا وَ إِنْ تُخْفُوها وَ تُؤْتُوهَا الْفُقَراءَ فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ «2» يعنى و اينكه و آن را در پنهانى بفقراء بدهيد پس آن براى شما بهتر است.

7- و اينكه در پى و تعقيب آن منّت نگذارده و آزار نكند، براى قول خدا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى‏ «3» باطل نكنيد صدقات خود را بمنّت گذاردن و اذيّت كردن.

8- و اينكه فقط قصد كند باين كار وجه اللَّه و رضاى خدا را و رياء نكند براى آنكه رياء مذموم و ناپسند است.

9- و اينكه آنچه داده بنظرش كوچك و كم آيد هر چند كه زياد باشد براى آنكه متاع دنيا قليل و اندك است.

10- و اينكه از محبوب‏ترين مال او باشد پيش او براى قول خدا كه فرمود لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ «4» يعنى هرگز بمقام برو خوبى نميرسيد

__________________________________________________

 1-(ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‏24، ص: 218)
2- بقره آيه: 271
3- بقره آيه:  264.
4- سوره آل عمران آيه: 92.

زمینه سازی فیوضات الهى /خلاصه تفسیرآیات8-10(96/03/11)

وَ مَا لَكمُ‏ لَا تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ  وَ الرَّسُولُ يَدْعُوكمُ‏ لِتُؤْمِنُواْ بِرَبِّكمُ‏ وَ قَدْ أَخَذَ مِيثَاقَكمُ‏ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ(8)

دراین آیه ایمان جزء وظایف مومنین شمرده شده است وخداوند میفرماید با اینکه پیامبر اسلام لحظه به لحظه برای هدایت از پی شماست ولکن به وظایفتان عمل نمیکنید مراد از (ايمان ) ايمانى است كه داراى اثر باشد، كه يكى از آثار آن انفاق در راه خدا اسـت  و منظور از ميثاقى كه گرفته شده همان چيزى است كه شهادت هر مسلمانى بر آن دلالت دارد، آرى شـهـادت مـسـلمـان بـر وحـدانـيـت خـدا و رسـالت رسول او در آن روزى اسلام مى آورد دلالت داشت بر اين كه از همين روز تسليم و مطيع خدا و رسول است.

هُوَ الَّذِى يُنزَّلُ عَلىَ‏ عَبْدِهِ ءَايَاتِ  بَيِّنَاتٍ لِّيُخْرِجَكمُ مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلىَ النُّورِ  وَ إِنَّ اللَّهَ بِكمُ‏ لَرَءُوفٌ رَّحِيمٌ(9)

در این آیه برعنوان عبودیت تکیه شده است عبودیت و بندگى، مقامى بس ستوده و ارزشمند و زمینه ساز برخوردارى از فیوضات الهى (على عبده)است. اختصاص «عبد» براى پیامبر(ص)، مى تواند گویاى دو نکته باشد: ۱- صفت «عبودیت» از جایگاه و ارزش ویژه اى برخوردار است. ۲- همین صفت، موجب شایستگى پیامبر اسلام(ص) براى دریافت وحى گردیده است.

مـراد از آيـات بـينات  آيات قرآن كريم است. انس با قرآن، انسان را به تدریج از تاریکى هاى ضلالت به روشنایى هدایت وارد مى کند. و«یخرج»، دلالت بر این حقیقت دارد که خارج شدن از تاریکى ها به تدریج انجام مى گیرد. یکی از لطائف قرآن این است که کلمه ی نور در همه جا بصورت مفرد بکار رفته است چون جنبه ی وحدت و توحید را در بر دارد. ولی ظلمات همیشه بصورت جمع بکار رفته چرا که هر چه از مبدء نور دور شویم بر تاریکی ها افزوده میشود.

وَ مَا لَكمُ‏ أَلَّا تُنفِقُواْ فىِ سَبِيلِ اللَّهِ وَ لِلَّهِ مِيرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ (10)

در آيـه شـريـفـه تـوبـيـخ سـخـتـى از بـخـيـل هـا شـده، كـه از مـال خـدا در راه خـدا انـفـاق نـمـى كـنـنـد، بـا ايـن که وارث حـقـيـقـى اموال خداى تعالى است، و اموال نه براى آنان باقى مى ماند، و نه براى غير ايشان. بنابرین انفاق در راه خداوند مورد توجه قرار گرفته است کما اینکه در روایات نیز برموضوع انفاق تاکید شده است . قال الصادق‏ علیه السلام : « ینادى مَلَكَانِ فِى كُلِّ لیلة جُمُعَةِ اللَّهُمَّ أَعْطِ كُلَّ مُنْفِقٍ خَلَفاً وَ كُلَّ مُمْسِكٍ تَلَفاً.

 در هر شب جمعه‏ اى دو فرشته ندا مى‏دهند خدایا هر كسى كه انفاق مى‏كند جاى آن را پر كن و هركسى كه امساك مى‏كند مال او را نابود كن. (بحار / 96 / 117)

آثار مهم انفاق

 اثر شخصی انفاق :

عنصر انفاق نقش به سزایى براى تحفظ و درمان رذایل اخلاقى دارا مى باشد و به تعبیر قرآن کریم، عاملى براى جلوگیرى از شح نفس مى باشد.

اثر اجتماعی انفاق:

تعالیم اسلام مى خواهد انسانى بسازد که به هم نوع خود توجه داشته باشد و خود را در برابر برادران دینى در جامعه مسؤول بداند و در رفع حوائج و نیازمندى هاى آن ها تلاش نماید تا علل انحراف هاى اخلاقى در ریشه خشکانده شود و جامعه از ورطه هلاکت و تباهى مصون و محفوظ بماند.

اثر اقتصادی انفاق :

بعد اقتصادی انفاق درجهت اصلاح جامعه و حرکت جامعه به سوى سازندگى، رشد، پیدا مى کند و در نهایت آرامش و امنیتى که در جامعه ایجاد مى شود شامل حال خود او نیز مى گردد.

جهاد اقتصادي وآرامش روحی وروانی /خلاصه تفسیرآیه7(96/03/10)

ءَامِنُواْ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ أَنفِقُواْ مِمَّا جَعَلَكمُ مُّسْتَخْلَفِينَ فِيهِ  فَالَّذِينَ ءَامَنُواْ مِنكمُ‏ وَ أَنفَقُواْ لهَمْ أَجْرٌ كَبِير .

(آمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ).درخطاب  آيه نظر مفسرین مختلف است دریک بیان خطاب به كسانى است كه به خدا و رسول ايمان آورده‏ اند، و شامل كفار نمی‏شود، سپس به يكى از آثار مهم ايمان كه «انفاق فى سبيل اللّه» است دعوت كرده«انفاق» مفهوم وسيعى دارد كه منحصر به مال نيست، بلكه علم و هدايت و آبروى اجتماعى و سرمايه‏ هاى معنوى و مادى ديگر را نيز شامل مى‏شود.

 (فَالَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ أَنْفَقُوا لَهُمْ أَجْرٌ كَبِيرٌ).جنبه تشویق وترغیب دارد

« مُّسْتَخْلَفِينَ » همه‏ ى آنچه كه داريد عاريه و امانت نزد شماست و شأن عاريه و امانت اين است كه برگردانده و به صاحب آن مستردّ گردد

توجه وتامل:

«آمِنوا... أنفِقوا»

ارزشمندی انفاق درگرو ایمان متبلوراست.

گرچه ایمان و انفاق، تكلیف و وظیفه است، ولى خداوند براى آن پاداش قرار داده است.

آیه شریفه ما را به ایثار و فداکارى و گذشت دعوت میکند ونقش ایمان را در دست و دل بازی انفاق کننده برجسته می سازد.

ازمهمترین آثارانفاق ؛ آرامش روحی وروانی :

خدای سبحان می فرماید: « الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ سِرًّا وَعَلَانِيَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ (بقره ۴۷۲) آن ها که اموال خود را، شب و روز، پنهان و آشکار، انفاق می کنند، مزدشان نزد پروردگارشان است؛ نه ترسی بر آن هاست، و نه غمگین می شوند.»

اشعه حياتبخش آفتاب واعماق تاریکی شب/خلاصه تفسیرآیات3-6(96/03/09)

یَعْلَمُ مَا یَلِجُ فِی الأرْضِ وَمَا یَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا یَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَمَا یَعْرُجُ فِیهَا

در نظام آفرینش، اشیا در رفت و آمد و حرکت اند. «یلج، یخرج، ینزل، یعرج

مصداق « یَلِجُ فِی الأرْضِ »، ورود دانه در خاک و مصداق « یَخْرُجُ مِنْهَا »، خروج گیاه از خاک و مصداق « یَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ »، نزول باران از آسمان و مصداق «یَعْرُجُ فِیهَا»، پرواز پرندگان در آسمان است. به تعبیری دیگراو می داند چه چیزی در زمین نفوذ می کند (ازقبیل آب باران و بذر گیاهان و...) و می داند آنچه را که از زمین سر بر می آورد،( از قبیل نباتات و حیوانات و آب چشمه ها) ومی داند آنچه را که به زمین نازل می شود،(از قبیل باران و برف و اشعه اجرام نورانی و ملائکه و ...)و می داند آنچه را که از زمین بسوی آسمان بالا می رود،( ماننددودها و بخارات و ملائکه و اعمال بندگان و ...).

امیرمؤمنان على(علیه السلام) درباره علم خداوند مى فرماید:

«یَعْلَمُ عَجِیْجَ الْوُحُوشِ فى الْفَلَواتِ، وَ مَعاصِىَ الْعِبادِ فى الْخَلَواتِ، وَ اخْتِلافَ النَّیْنانِ فى الْبِحارِ الغامِراتِ، وَ تلاطُمَ الْماءِ بِالرِّیاحِ العاصِفاتِ»:«خداوند صداى نعره وحوش را در دل کوه ها و بیابان ها مى داند، همچنین معاصى بندگان را در خلوتگاه ها، و آمد و شد ماهیان را در دریاهاى ژرف، و پیدایش امواج و چین و شکن هاى آب را به وسیله تند بادها

نهج البلاغه، خطبه 198.

و بالاخره در چهارمين و پنجمين توصيف روى نقطه حساسى تكيه كرده، مى‏فرمايد: «و هر جا باشيد او با شماست»

(وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ). اين اعتقاد ريشه اصلى تقوا و پاكى و درستكارى انسان است.سخن لطیف امام رضوان الله علیه که فرمود عالم محضر خداست ازهمین مقوله است

(يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَ يُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ).

دلالت بر تغیرات فصول چهارگانه دارد که طول شب وروز درحال تغییر است والبته فوایدی را بهمراه دارد

(وَ هُوَ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ).

نکته اخلاقی :همان گونه كه اشعه حياتبخش آفتاب و روشنائى روز در اعماق تاريكى شب نفوذ مى‏كند و همه جا را روشن مى‏سازد، علم پروردگار نيز در تمام زواياى قلب و جان انسان نفوذ مى‏كند و همه اسرار آن را روشن مى‏سازد.لازمه نفوذ آماده گی قلب وجان انسان است وماه مبارک رمضان بهترین فرصت برای این آمادگی است

اينجا سؤالى پيش مى‏آيد، و آن اين است كه: خداى تعالى در هر حال بر ما احاطه دارد، و در هر زمان و مكان محيط به ما است، با اين فرض چرا تنها مساله مكان آمده، و چرا نفرمود:" و هو معكم اينما كنتم و فى اى زمان و اى حال كنتم- او با شما است هر جا و هر زمان و در هر حال كه باشيد"؟

در پاسخ مى‏گوييم: درست است كه احاطه خداى تعالى به ما تنها احاطه مكانى نيست، بلكه در همه احوال و اوقات نيز به ما احاطه دارد، ليكن از آنجايى كه معروف‏ترين ملاك در جدايى چيزى از چيزى ديگر و غايب شدنش از آن جدايى مكانى است، و هر كس بخواهد از كسى ديگر جدا شود، مكان خود را عوض مى‏كند، از اين جهت تنها معيت مكانى را ذكر كرد، و گرنه نسبت خداى تعالى به مكانها و زمانها و احوال يك نسبت است.

 

 

 

 

 

 

 

صفحه3 از4

© کلیه حقوق این وب‌سایت محفوظ و متعلق به اصغر توکلی می‌‌باشد.
استفاده از مطالب بلامانع است.